امروز 31 شهریور 1398, 01:42



جهت استفاده از تمامی امکانات سایت  باید وارد  و یا عضو شوید

خروج

ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت [ ساعت تابستانی ] تنظیم شده است





ارسال مبحث جديد پاسخ به مبحث  [ 145 پست ]  برو به صفحه قبلي  1 ... 7, 8, 9, 10, 11, 12, 13 ... 15  بعدي
نويسنده پيغام
پستارسال شده در: 14 تیر 1393, 08:54 
آفلاين
.
.
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 6 مرداد 1392, 12:34
پست ها : 1876
محل سکونت: تهران
تشکر کرده: 8813 تا این لحظه
تشکر شده: 7494 تا این لحظه
مریم2 نوشته است:
diana77 نوشته است:
نیره جون بهت توصیه می کنم 5زبان عشق نوشته گری چاپمن رو بخونید.البته تو معرفی کتاب گقتم.البته برای همسرانش اسمش هست چهار فصل ازدواج. خوب هر کسی یه جوریه منم مثل سمیرام.

این خیلی عالیه که ادم عاشق همسرش باشه من هم جز ادمایی هستم که محبتم رو خیلی ابراز میکنم باید عشق رو ابراز کردمن معتقدم اگر عشقی وجود داره باید ابراز بشه هرچی شدت عشق بیشتر ابرازش هم به کرات بیشتر



دوستاي گلم منم معتقدم كه بايد عشق ابراز بشه، به هر نحوي كه ازمون بر مي‌ياد و خيلي هم تاثير مثبتي روي روابطمون با همسرمون داره.
اما از اونجايي كه به خاطر شغلم، و علي‌الخصوص به خاطر روابطي كه با ديگران برقرار مي‌كنم، از جمله با مادراي همكلاسي‌هاي دخترم، به اين نتيجه رسيدم كه هر كسي لياقت اين رو نداره كه بهش ابراز عشق و علاقه بشه!!! منم با ثمين جان موافقم كه ابراز عشق و علاقه كاملا بايد دو طرفه باشه. اگه يه طرفه باشه جز اينكه طرف مقابلت هوا برش داره هيچ اتفاق مثبت ديگه‌اي نمي‌افته. هيچ فايده‌اي نداره كه يه خانم روزي 50 بار به شوهرش بگه عاشقتم، دوست دارم، برات مي‌ميرم، تو بهتريني، تو خوشگلتريني، و .... و شوهرش نهايتا در يك روز فقط يه بار بهش بگه يا اصلا نگه و فقط در مقابل ابراز محبت و عشق خانمش فقط و فقط لبخند و يا نيشخند و يا پوزخند بزنه!!!!
عقيده من اينه كه اول طرفت رو بشناس بعد عشقت رو به پاش بريز!!!
اوايل ازدواج (منظورم 2 ـ 3 سال اول زندگيه) از اين جور چيزا خيلي هست هم خانم به آقا و هم آقا به خانم ابراز عشق و ... مي‌كنند، ولي بعد از گذشت اين مدت بايد ديد براي كدومشون كمتر شده يا فروكش كرده و براي كدومشون همونقدر مونده يا بيشتر شده؟؟؟؟
در 5/99 درصد از اينجور مواقع شعله آقايون فروكش كرده و شعله خانم‌ها فوران پيدا كرده. خداييش خودمون خانميم و با هم رودرواسي نداريم، اينطور نيست؟؟؟
حالت همسرامون رو اگه يادتونه، اوايل ازدواج بعد از گفتن و ابراز عشق در نظر بگيريد و الان رو در نظر بگيريد!!!! چه جوريه؟؟؟
من خودمم از اول ازدواجم هميشه ابراز عشق و علاقه كردم، با اينكه سنم خيلي كم بود تونستم تعادل رو رعايت كنم، همون موقعش هم روزي 50 بار نگفتم، الانم روزي 50 بار نمي‌گم، سر وقت، هر وقتي كه موقعيتش پيش بياد، هم ازشون تشكر مي‌كنم، هم بهشون ابراز علاقه مي‌كنم، هم براشون با مناسبت!!! هديه مي‌دم، براي تشكر كردن ازشون حتي بعد از تشكر زباني بوسشون مي‌كنم، گاهي اوقات كه خيلي دلم گرفته يا خيلي خسته‌ام دستام رو دور كمرشون مي‌ندازم و چند لحظه سرم رو روي سينشون مي‌ذارم.... اگه ازشون چيزي بخوام حتما يه كلمه «بي‌زحمت» هم كنار اسمشون مي‌ذارم. و بدون استثنا بعد از اسمشون يه «جون» هم به كار مي‌برم.
ولي همه اينا كه توي يه روز اتفاق نمي‌افته، بي‌خود و بي‌جهت هم انجام نميشه. بايد موقعيتش پيش بياد تا موضوع لوس و بي‌مزه نشه.
البته اين نظر شخصيه منه، بالاخره هر كسي براي خودش يه روشي توي زندگيش پيدا مي‌كنه و پياده مي‌كنه. روش من اين بوده از اول هم پياده‌اش كردم و موفق هم بودم.


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي  
 
پستارسال شده در: 14 تیر 1393, 15:09 
آفلاين
.
.
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 16 مرداد 1392, 17:20
پست ها : 254
محل سکونت: اصفهان
تشکر کرده: 1648 تا این لحظه
تشکر شده: 1157 تا این لحظه
به نظر من اينكه ابراز علاقه بايد دوطرفه باشه درسته ولي در كل مردا روحياتشون باماها فرق داره وبيشتر محبتشون به دلشونه وكمتر ابراز ميكنن.. واين نبايد دليلي براي ما باشه كه بخوايم عينا مثل خودشون باشيم ..
و ديگه اينكه به نظر من محبت به همسر موقعيت نميخواد .. اگه خانمها در هر شرايطي ابراز علاقه كنن باعث ثبات وموفقيت بيشتر در زندگي ميشه(مخصوصا تو جامعه امروزي)... من با نيره جون موافقم كه ميگه گذر زمان باعث ميشه مردا احساساتشونو كمتر بروز بدن وشايد كم كم پرو بشن ولي ما ميتونيم ازشون بخوايم كه احساسات مارو بيشتر در نظر بگيرن.... به نظر من گفتن اينكه يكم به من بيشتر محبت وابراز علاقه كن يا اينكه دوست داشتنو به زبون بيار و..... هيچ ايرادي نداره واصلا از غرور ادم كم نميكنه بلكه باعث ميشه به مرور مردا ياد بگيرن كه زن با محبت زبوني بيشتر ارضائ روحي ميشه...
البته من اينو بگم كه خودم زماني كه ازدواج كردم به خاطر سن كمم نميتونستم به همسرم ابراز محبت كنم ولي گذر زمان باعث شد كه از خودش ياد بگيرم چون اون تو خانواده اي بود كه خيلي بهم ديگه محبت زبوني ميكردن وكم كم من ياد گرفتم.. ولي درسته كه ديگه الان ابرازاتش به شدت قبلا نيست وهر از گاهي به ياد اوري من نياز داره ولي در كل بدم نيست
ولي بنظرم تا جايي كه امكان داره بايد زن ومرد  احساساتشو نو به هم نشون بدن هم براي زندگيه قشنگتر هم اينكه بچه هامون ياد بگيرن در اينده چه طوري زندگي كنن وحداقل مثل نسل قبل بار نيان

_________________
     بيا وتاريكي را فوت كن ...

              دلم يك دل سير صبح ميخواهد...


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي  
 
پستارسال شده در: 15 تیر 1393, 13:43 
آفلاين
.
.
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 3 شهریور 1392, 09:29
پست ها : 375
محل سکونت: تهران
تشکر کرده: 499 تا این لحظه
تشکر شده: 2919 تا این لحظه
به به چه خبره اینجا.... منم با نیره و سانا خانم موافقم.

یه چیزیم بگم...... مردها همشون یعنی صد در صدشون آدمهای تنوع طلبی هستن...... به خاطر همین همینطور که از ازدواج می گذره تبشون کم کم فروکش می کنه... ولی بعضی مردها هم هستن که کلا ابراز احساسات زبونی رو بلد نیستن، دست خودوشونم نیست بنده خداها!

منم میگم این ابراز علاقه باید دو طرفه باشه و واقعی... اینکه زبونی بگی دوست دارم و تو عمل یه چیز دیگه باشی خیلی آزاردهنده است واسه همین من ابراز علاقه عملی رو بیشتر دوست دارم. شوهر من شاید هفته ای یه بار بهم زبونی بگه دوست دارم ولی همونم برام خیلی ارزش داره چون تو عمل داره این دوست داشتن رو بهم نشون میده، منم اوایل روزی چندبار می گفتم دوست دارم و اونم می گفت چقدر لوسی!.. بعدا هم خودش ازم خواست زیاد نگم و همش میگه تو با کارات این دوست داشتن رو بهم ثابت می کنی. شوهر ماهم این مدلیه دیگه، منم تو دلم می گم دوست دارم....

نه که  دیگه کم این جمله رو بهش می گم، اگه مثلا امروز بهش بگم عزیزم دوست دارم نگران میشه میگه: چیزی شده، مشکلی پیش اومده، ناراحتی؟؟؟؟!!!!!( عجب بدبختی گیر کردیما!!!!!)

یه چیز دیگه هم بگم که اصلا به این قضیه ربط نداره....

متاسفانه، متاسفانه اکثر خانمها اوایل زندگی از همه نظر خیلی به خودشون میرسن ولی چند سال که از ازدواج می گذره خودشون رو ول می کنن، مخصوصا بعد زایمان.

هم از نظر هیکل داغون میشن و یه شکم گنده  دارن،( به خدا بعضی وقتا که میرم استخر از دیدن هیکل خانمها متاسف می شم)هم اینکه فقط فقط خودشون رو وقف بچه و شوهر می کنن بعد 40 یا 50 سالشون که میشه به خودشون میان میگن من پیر شدم شکسته شدم، هیچی از زندگیم نفهمیدم.... اونوقت انتظارم دارن شوهرشون مثل همیشه و همونطور که هستن دوسشون داشته باشه.... بابا این اشتباهه.... خانمها تو رو خدا به خاطر خودتون هم زندگی کنین و از خودتون غافل نشین... سعی کنین همیشه شاداب و رو فرم باشین و از خواسته هاتون نزنین.... مگه ما چند بار قراره زندگی کنیم؟

_________________
همیشه آنقدر خوب باش که بزرگترین تنبیه تو برای دیگران،
گرفتن خودت از آنها باشد....


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي  
 
پستارسال شده در: 16 تیر 1393, 22:48 
آفلاين
.
.
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 3 اسفند 1392, 19:47
پست ها : 136
محل سکونت: تهران
تشکر کرده: 536 تا این لحظه
تشکر شده: 192 تا این لحظه
سلام  به خانمهای گل بهار سایتی

من هم با لونا جون موافقم همه خانمها اول از هر چیزی باید خودشون و

دوست داشته باشند تا بتونن به دیگران هم مهر بورزند

پس باید به خودمون برسیم همه جوره از نظر قیافه و لباس و هیکل و........

ولی وظایف خودمون هم فراموش نکنیم

درسته که تو این دوره بچه دار یخیلی سخته و وقت میبره ولی

من هنوز سعی خودم و میکنم تا بتونم به علایق خودم هم برسم

مثل خیاطی  شیرینی پزی کیک یا حتی دوره هایی که با دوستای دانشگاه یا

حتی با دوستای دبیرستانم  دارم . داشته باشم

_________________
به صداي ضربان قلبتان گوش کنيد.اين صدا صداي خداست که هميشه باشماست.ثمین؛مامان سه تافرشته بهشتی


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي  
 
پستارسال شده در: 1 مرداد 1393, 17:02 
آفلاين
.
.
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 6 مرداد 1392, 14:57
پست ها : 3710
محل سکونت: تهران
تشکر کرده: 15542 تا این لحظه
تشکر شده: 9182 تا این لحظه
خب از اونجایی که این مبحث از ماجرای ازدواج به روانشناسی ازدواج تبدیل شده منم نظرمو میگم.

در مورد حجاب دیدم که مونا جان و هستی عزیزم نوشته بودند... شما اگه با قوم شوهر مشکل داشتید من اول با خود شوهر مشکل داشتم ... همسرم با اینکه من از اول راهنمایی چادری و باحجاب بودم بازم در موردم سخت گیری میکرد.
مجرد که بودم توی خونه موقع پذیرایی و مهمان داری معمولا مانتو می پوشیدم و در سال یکبار اونم عید غدیر که مهمانهای غریبه تر داشتیم چادر سر می کردم. اهل دامن هم نبودم. از بچگی دامن رو دوست نداشتم.
و اما حالااااااااااااااااااااااا
همسری مانتو رو حجاب نمی دونه و جوراب و جوراب شلواری و ساق شلواری و ساپورت رو هم زیر دامن قبول نداره!!
(پس ببینید من شرایط چقدر سخت تر از شماهاست)
بعد از این چند سالی که از ازدواجمون میگذره و همسری نرم تر از قبل شده. جلوی نامحرم دامن و بلوز راحت می پوشم که اصلا نباید به تنم بچسبه و حتما آستین بلنده اگه سه ربع باشه ساق دستم میکنم. زیر دامن جوراب شلواری میپوشم .
تونیک با شلوار رو هم قبول نداره . اگه تونیکی باشه که بشه با دامن میپوشم وگرنه تونیک نمیپوشم و در نهایت در قوم شوهر چادر سرم میکنم که با وجود بهسا واقعا برام سخت و عذاب آوره...
و اما در قوم شوهر چادر شالی که من سر میکنم جایی نداره و حجاب محسوب نمیشه!! حتما باید با چادر رو بگیری که با حجاب تلقی بشی!!! ولی من کار خودم رو میکنم و اهمیت نمیدم... چون به قول نجمه جون نمیتونم بیشتر از این خودمو عوض کنم...
بیرون هم که میریم همش مادرشوهرم دستش به چادر و روسری منه و میکشه جلو که نکنه یک تار موم پیدا باشه!! یا همش چشم و ابرو و اشاره میده که روسریت رو درست کن ! منم حسابی از این کار لجم میگیره ولی سکوت میکنم.

طاهره جان عفو بفرمایند چون موضوعات یکم باهم متفاوته در مورد ابراز علاقه تو پست بعدی می نویسم.

_________________
دوستان عزیزم خیلی خیلی التماس دعا.


در کل 1 بار ویرایش شده. اخرین ویرایش توسط samira17 در 1 مرداد 1393, 17:14 .

بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي  
 
پستارسال شده در: 1 مرداد 1393, 17:13 
آفلاين
.
.
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 6 مرداد 1392, 14:57
پست ها : 3710
محل سکونت: تهران
تشکر کرده: 15542 تا این لحظه
تشکر شده: 9182 تا این لحظه
در مورد ابراز علاقه کم و بیش نظرم با همگیتون موافقه... همه دارید درست میگید ولی بیشتر با حرف مریم جون(سنا) موافق ترم.

من کسی بودم که به شدن برون گرا بودم... دقیقا به شدت و همسری هم به شدت درون گرا!!
حالا بعد از این مدت چکار کردیم؟ من درون گرا تر شدم و ایشون برون گرا تر...
این موضوع یکی از مسایلی بود که قبل از ازدواج و عقد بهش گفتم. دوستانی که ماجرای مفصل ازدواج من رو خوندند یادشونه که از زمان خواستگاری تا بله برون ما حدود 4 ماهی طول کشید چون محرم و صفر بود و .... تو این مدت زیر نظر خانواده ام با همسری بیرون می رفتیم برای آشنایی بیشتر. همون موقع بهش گفتم که باید برون گرا بشی و من تاب و تحمل درون گرا بودن رو ندارم!!
خداییش هم بگم خیلی نسبت به قبل برون گراست و ابراز علاقه رو به زبون میاره...
منم بیش از اندازه نمیگم که به قول مونا جون و نیره عزیزم لوس بازی بشه... ولی خب کم هم نمیگم و مثل مریم جون هر چند وقت یکبار بهش یادآوری میکنم و حتی از دوران آشنایی و دانشجویی من و استادی ایشون حرف میزنیم که میبینم تا چند روز انگار با محبت تر میشه و چه تاثیر بزرگی داره!!
اوایل ازدواج عشقم صداش میکردم که خواهرزاده 5ساله ام تو جمع ازم پرسید خاله عشقم یعنی چی؟ منم سرخ و سفید شدم و گفتم یعنی کسی که خیلی دوستش داری و از اون به بعد همسرم رو عزیزم خطاب میکنم ... مادرشوهرم میخواد ادامو در بیاره با لحن کشداری میگه عزززززززززززززززیزززززززززززززم ... با یه حالت مسخره ای ولی من به روی خودم نمیارم و فقط لبخند میزنم...
فقط یک مشکل دارم و اونم اینکه همسری من رو به اسم کوچک خیلی کم صدا میکنه ...

_________________
دوستان عزیزم خیلی خیلی التماس دعا.


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي  
 
پستارسال شده در: 1 مرداد 1393, 18:26 
آفلاين
مدیر بخش
مدیر بخش
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 6 مرداد 1392, 09:09
پست ها : 4279
محل سکونت: شیراز
تشکر کرده: 12650 تا این لحظه
تشکر شده: 9509 تا این لحظه
سمیرا جون واقعا مادرشوهرتون هم با حجاب شما کااااااااااااااااااااااااار دارند ؟ جالبه .....
واقعا باید صبوری رو از شما دوستان عزیزم یاد بگیرم .

راستی سمیرا خانم پس همسرتون چی صداتون میزنند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي  
 
پستارسال شده در: 1 مرداد 1393, 19:00 
آفلاين
.
.
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 6 مرداد 1392, 14:57
پست ها : 3710
محل سکونت: تهران
تشکر کرده: 15542 تا این لحظه
تشکر شده: 9182 تا این لحظه
faride sadat نوشته است:
سمیرا جون واقعا مادرشوهرتون هم با حجاب شما کااااااااااااااااااااااااار دارند ؟ جالبه .....
واقعا باید صبوری رو از شما دوستان عزیزم یاد بگیرم .

راستی سمیرا خانم پس همسرتون چی صداتون میزنند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!


بلهههههههههههههه حسابی بهم گیر میدن! خدا خیرش بده فکر کنم با این کاراش به معراج میرسم آخر!!

این همون تفاوت فرهنگیه که خیلی مهمه ولی من و همسری خودمون خواستیم باهاش کنار بیایم.

همسری معمولا صدام نمیزنه مستقیم حرفش رو میزنه . .. گاهی عزیزم و خیلی کم هم سمیرا صدام میکنه. البته جلوی خانواده خودش خانومم صدام میکنه. تا حالا نشنیدم بگه سمیرا جان یا سمیرا خانم!! منم جلوی دیگران با پسند آقا اسمش رو صدا میکنم.

_________________
دوستان عزیزم خیلی خیلی التماس دعا.


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي  
 
پستارسال شده در: 1 مرداد 1393, 21:42 
آفلاين
.
.
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 3 مهر 1392, 16:28
پست ها : 574
تشکر کرده: 501 تا این لحظه
تشکر شده: 1605 تا این لحظه
مباحث ابراز عشق خوندم جالب بود
به نظر من هر چيزي از حدش كه بگذره ديگه لوس ميشه ابراز عشق همينطوره هميشه بايد جانب اعتدال در پيش گرفت زياد افراط نكرد .
چون معتقدم با عاشقتم  و دوستت دارم زيادي گفتن زن مردها ببخشيد يه خورده پررو و پر توقع ميشن.
بعد دوستان گلم كتاباي روانشناسي عشولانه هم كه معرفي كردين فكر نكنم زياد در مورد مرداي ايراني كارساز باشه.
راجع به نحوه صدا زدن و صحبت كردن با همسر هم بستگي به فضايي داره كه توش هستيم تو جمع دوستان همون عزيزم خوبه ولي واسه مادر شوهر معمولا سنگين مياد كه عروسش با يه عزيزم گفتن ميخاد خودش جلوي قوم شوهر عاشق نشون بده يعني هيچ كي طرف مثل من دوست نداره .....پس هميشه شرايط در نظر بگيريم.


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي  
 
پستارسال شده در: 1 مرداد 1393, 21:51 
آفلاين
.
.
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 3 مهر 1392, 16:28
پست ها : 574
تشکر کرده: 501 تا این لحظه
تشکر شده: 1605 تا این لحظه
منم مثل سميرا مجبور ميشم دو تا پست بذارم ......
در مورد حجاب هم اونطوري كه متوجه شدم انگار شماها خودتون زياد بهش پابند نيستين و فقط از روي اجبار و جمله .....خواهي نشوي رسوا همرنگ جماعت شو....انتخابش كردين
اصلا متوجه نشدم كه بالاخره از وضعيت موجود راضي هستيد يا نه؟

خيلي دوست دارم در مورد برعكس اين قضيه هم بنويسيد تا از راهنماييتون استفاده بشه......
شرايطي كه مرد حجاب و چادر زن قبول نداره و معتقده بايد آزاد و بدون پوشش سنگين وارد جامعه شد شما جاي اين زني كه از همون سن تكليفش عقايد شديد در مورد حجاب و پوشش داشته بودين چه راهي انتخاب مي كردين؟


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي  
 
نمايش پست ها از پيشين:  مرتب سازي بر اساس  
ارسال مبحث جديد پاسخ به مبحث  [ 145 پست ]  برو به صفحه قبلي  1 ... 7, 8, 9, 10, 11, 12, 13 ... 15  بعدي

ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت [ ساعت تابستانی ] تنظیم شده است


چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 1 مهمان


شما نمي توانيد مبحث جديدي در اين انجمن ايجاد کنيد
شما نمي توانيد به مباحث در اين انجمن پاسخ دهيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن ويرايش کنيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن حذف کنيد
شما نمي توانيد فايل هاي پيوست در اين انجمن ارسال کنيد

جستجو براي:
انتقال به:  
cron
قدرت گرفته توسط phpBB® Forum Software © phpBB Group
phpBB Persian | پشتیبانی phpBB فارسی توسط Maghsad